برای مطالعه کلمات کلیدی، کلمه " تشخیص عطر بلو شنل اصل" بین همه جستجوها به وضوح دیده می شود که می تواند یکی از انتخاب های شما برای نوشتن مقاله نیز باشد. انتخاب کلمات کلیدی در انجمن ها (Forums) یکی از مکان هایی که میتوانید
برای لیست کلمات دقیق ، شما می توانید کلیک کنید زبانه ها برای تغییر بین مترادف و متضاد. مهمتر از همه ، زبانه تعاریف را به زبان انگلیسی خواهید دید که در آن فرهنگ لغت معانی دقیقی از foci. ثالثا را فراهم می کند ، ما اشکال
آبادیس معنی وضوح =,, clarity,,, clearness,,, definiteness,,, lucidity,,, obviousness,,, perspicuity,,, spec
هر دو وضوح تصویر HD از نسبت تصویر ۱۶:۹ استفاده میکنند (یعنی برای هر ۹ پیکسل عمودی، تعداد ۱۶ پیکسل افقی وجود دارد)، که تصویر عریض (به انگلیسی: Widescreen) نامیده میشود. با این حال زمانی که یک گوشی موبایل را به طور طبیعی در دست
• مترادف: clearness, lucidity, perspicuity, precision • متضاد: ambiguity, murkiness, obscurity, opacity, vagueness • مشابه: coherence Her writing is known for its clarity. [ترجمه ترگمان] نویسندگی او به خاطر وضوح آن مشهور است [ترجمه گوگل] نوشتن او برای وضوح آن شناخته شده است [ترجمه شما
برای رفع محدودیت کاربر ویژه شوید با حذف کوکی، لیست لغات از بین خواهد رفت. ویژگیهای واژه. واژه: وضوح. نقش دستوری: اسم. آواشناسی: vozuh. الگوی تکیه: WS. شمارگان هجا: ۲. برابر ابجد: ۸۲۰. در پیوند. منور منور. بیشتر بدانید. گرم نفس �
نمونه بارز ایجاد ناهماهنگی، جایگزین کردن یک واژه با مترادفهای آن در بخشهای دیگری از متن است. مثلا اگر میخواهید، نام فرایند تنظیم چیزی را «زمانبندی» بگذارید نباید در قسمتهای دیگر متن به جای آن از «رزرو» کردن است
واژگان مترادف و متضاد آشکارایی، ایضاح، روشنی، صراحت، هویدایی ≠ ابهام جستوجوی وضوح در واژهنامههای دیگر نگارش معنی دیگر برای وضوح
اشکارا.علنا.به وضوح.قابل رویت . معنی یا پیشنهاد شما. واژه. نام شما. معنی یا پیشنهاد شما. نام نویسی | ورود. تازه ترین پیشنهادها. Ariana > Up on something Hesam Sharifi > Set someone on fire Sara > Auto clave زهرا باوقار > protagonist سید جلال صالحی > Foudroyant حشمتی > مه�
معنی واژهٔ وضوح در فرهنگ فارسی معین به فارسی، انگلیسی و عربی از واژهیاب 0 یک واژه بنویسید جستوجو در همهٔ واژهنامهها
معنی وضوح در دهخدا × شهریور ۹۸; واژه های پیشنهادی; نشانه های اختصاری; لیست منابع; اشتراک به دوستان; پیوندها; تماس با ما; درباره ما × جدول آنلاین; مسابقه جدول با جایزه; واژه های پیشنهادی; درخواست معنی; وبلاگ جدول یاب; امکانا�
آبادیس معنی clearness = معنی : سلاست معانی دیگر: روشنی، وضوح، صراحت ⬆ برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید. مترجم. 97 1232 100 1. clearness. معنی: سلاست. معانی دیگر: روشنی، وضوح، صراحت. بررسی کلمه clearness. اسم ( noun ) • : تعریف: th
برای رفع محدودیت کاربر ویژه شوید با حذف کوکی، لیست لغات از بین خواهد رفت. ویژگیهای واژه. واژه: واضح. نقش دستوری: صفت. آواشناسی: vAzeh. الگوی تکیه: WS. شمارگان هجا: ۲. برابر ابجد: ۸۱۵. بیشتر بدانید. روان خواه را بخوانید
مترادف، difference انگلیسی برای ترجمه فارسی تعریف در زبان انگلیسی. adj. 1. مرگ، علامت گذاری و غیره. کسی یا چیزی را به وضوح متفاوت از دیگر افراد مشابه و یا چیزهایی را می سازد. v. 1. صفت حاضر متمایز, . تصاویر مرتبط. منبع:
عبارات را برای وضوح بیشتر تفصیل یا برای موجز بودن مختصر کنید. که البته این کار را میتوانید در مرحلهای دیگر نیز انجام دهید. در این فرایند، بهطور طبیعی برخی واژگان را حذف و برخی دیگر را نیز تغییر خواهید داد. در ادامه، �
مترادف تصریح: آشکارایی، آشکارگویی، تأکید، وضوح ، آشکار گفتن، صریح بیان کردن متضاد تصریح : تلمیح، تلویح برابر پارسی : آشکار ساختن، بی پرده، رک وراست
دو فیلم قبلی نداو لاپید تمامی عناصر یک خودزندگی نامه و نقدی سیاسی را دارا بودند ولی این خصایص در هیچ کدام از آن ها به اندازه فیلم جدیدش مترادف ها غیرقابل پیش بینی و نفوذناپذیر نبودند. با گذاری نفس گیر از یک صحنه به صحنه
می گویند; موضوع; واضح است که برای تلفن های موبایل; فرم "زبانی" (صوتی) Web به وضوح بیان; مترادف مترادف، eloquent fluent silvertongued wellspoken . انگلیسی برای ترجمه فارسی تعریف در زبان انگلیسی. adj. 1. قادر به بیان افکار و ایده ها یا احساسات
معنی وضوح در مترادف و متضاد زبان فارسی: آشکارایی، ایضاح، روشنی، صراحت، هویدایی، (متضاد) ابهام
هر دو وضوح تصویر HD از نسبت تصویر ۱۶:۹ استفاده میکنند (یعنی برای هر ۹ پیکسل عمودی، تعداد ۱۶ پیکسل افقی وجود دارد)، که تصویر عریض (به انگلیسی: Widescreen) نامیده میشود. با این حال زمانی که یک گوشی موبایل را به طور طبیعی در دست
مترادف مترادف، beclouded befogged انگلیسی برای ترجمه فارسی تعریف در زبان انگلیسی. adj. 1. هنگامی که آن را مبهم، جرم قطره کوچک آب در هوا نزدیک به زمین است. مورد استفاده در مورد مکان و زمان که مبهم است. 2. مبهم چشم اشک در آنها است. 3
وضوح: جستجو معنی "وضوح" در فرهنگ حل جدول، مترادف و متضاد فارسی، فرهنگ معین، فرهنگ دهخدا، فرهنگ عمید، سره، هوشیار، دیکشنری زبان های خارجی
آبادیس افزونه ای کاربردی برای مرورگرهای فایرفاکس و کروم، اپلیکیشن موبایل و همچنین ربات تلگرام دیکشنری و مترجم طراحی کرده است که میتوانید از لینک های بالا دانلود کنید. دیکشنری آبادیس شامل بخش هایی نظیر دیکشنری به زبان
برای رفع محدودیت کاربر ویژه شوید با حذف کوکی، لیست لغات از بین خواهد رفت. ویژگیهای واژه. واژه: وضوح. نقش دستوری: اسم. آواشناسی: vozuh. الگوی تکیه: WS. شمارگان هجا: ۲. برابر ابجد: ۸۲۰. در پیوند. منور منور. بیشتر بدانید. قاضی الق